هیپنوتیزم ، کشف نبوغ و استعداد

هیپنوتیزم ، کشف نبوغ و استعداد

هیپنوتیزم ، کشف نبوغ و استعداد

هیپنوتیزم ، کشف نبوغ و استعداد

دکتر وان پلت در فصل ۲۴ کتاب (اسرار هیپنوتیزم) می نویسد:

پی جویی های جدید در هیپنوتیزم راز نبوغ را کشف کرده است آزمایشات هیپنوتیزم نشان داده است که یک شخص با استعداد متوسط می تواند تحت تاثیر چندین

جلسه هیپنوتیزم نابغه شود.

این اظهارات داستان غیر حقی نیست بلکه این حقیقت صد در صد واقعی علمی است.

یک آزمایش هیپنوتیزم نشان داده است که یک هنرمند نقاش در حال هیپنوتیزم توانسته است در مدت شش ساعت یک تصویر را نقاشی کند که در بیداری احتیاج به

هفتاد ساعت وقت داشته است .

مسلما استعداد و نبوغ دارای درجاتی است. همه کس ولو با هیپنوتیزم هم نمی توانند نابغه شوند.

هیچ کس نمی تواند یک (ادیسون) یا یک (انیشتن) شود. با وجود این هیپنوتیزم نشان داده است هر کسی می تواند خیلی بهتر از آنچه هست باشد.

هیپنوتیزم میتواند استعداد های نهفته مغز را که تا کنون به حال رکود و خفته بوده اند بیدار کند. ولی هیپنوتیزم ادعا نمی کند که هر شب یک کیسه پر از پول زیر سر

شما بگذارد.

اکثر مردم دارای استعداد و نبوغ خاصی هستند، که تاکنون برای آنها ناشناخته مانده است، به عبارت دیگر اکثر مردم نمی دانند چه استعدادی و برای چه کاری استعداد

خارق العاده و شگرفی دارند، ولی هیپنوتیزم این استعداد را آشکار و به نسبت زیادی پرورش می دهد.

(ادیسون) مخترع بزرگ جهانی و مخترع ده ها اختراع، بخصوص برق میگوید که:

((نبوغ یعنی یک درصد الهام و نود و دو درصد عرق ریختن و زحمت کشیدن)) .

این مطلب را از دست ندهید!  هیپنوتیزم چیست ؟

عوامل بسیار زیاد روانی زائیده از محیط زیست وجود دارند که شخص را نسبت به کار و فعالیت بی میل می کنند.

شما در زندگی روزانه با اشخاص بسیار زیادی بر خورد می کنید که میگویند ما حوصله کار کردن نداریم . هیپنوتیزم عوامل منفی روانی را که چون زنجیر هایی به اطراف

روان و مغز شما کشیده شده اند را پاره می کند، و شما را به طور معجزه آسایی به کار و فعالیت شبانه روزی علاقه مند کرده و قدرت تفکر شما را زیاد می کند.

دانشمندان می گویند(( پشتکار جزئی از اجزاء نبوغ است)) و هیپنوتیزم این پشتکار را به شما می دهد.

این عبارت معروف است که : (( نبوغ عبارت از یک استعداد بی انتهایی است برای رنج کشیدن و تحمل رنج)).

ولی شواهد نشان می دهد که ضرب المثل جزئی از حقیقت است ، زیرا ما روزانه کسانی را می بینیم که خیلی کار می کنند و خیلی زحمت می کشند، ولی نه تنها

نابغه نیستند، بلکه احمق هم نیستند.

تجربه و آزمایشات هیپنوتیزمی نشان می دهند که نبوغ نتیجه و حاصل توانائی تمرکز فوق العاده مغز است، بدین ترتیب وقتی مغز به شدت برای انجام کاری متمرکز

می شود، کار های برجسته و نمایانی به ظهور می رسد.

جد بوکستن حسابگر حیرت انگیز سال ۱۷۴۹ بسهولت توانست به این پرسش جواب دهد که در ۲۰۲۶۰۷۰۰۰۲۶۰ مایل مربع ، چند دانه نخود میروید.

انیشتن پدر قانون نسبیت در سال ۱۹۵۳ توانست فکر خود را بر یک موضوع متمرکز کند و نظریه بزرگ جهانی خود را اظهار نماید.

هر فردی که دارای استعداد متوسطی باشد، بالقوه نابغه است یا به عبارت ساده تر دارای هوش و نبوغ سرشار ولی خفته است است، زیرا از نقطه نظر علم تشریح

مغز هیچ اختلافی بین مغز یک نابغه و یک فرد عادی نیست.

مغز هر دو نفر انبوهی از ده هزار میلیون سلول خاکستری رنگ می باشد . ولی اختلاف در طرز به کار انداختن این سلول ها و استفاده از سلول های مغزی است که

موجب اختلاف بزرگ بین یک نابغه و یک شخص عادی می شود.

این مطلب را از دست ندهید!  هیپنوتیزم چیست ؟

آزمایشات انجام شده روی مغز انیشتن این نظریه را تاکید می کند که نبوغ همراه با ایجاد تمرکز قوای فوق العاده دماغی است.

آزمایش کنندگان روی مغز انیشتن دریافتن که او قادر است تعداد زیاد تری از گروه سلول های مغزی را بر روی یک نقطه و یک موضوع متمرکز کند.

تمرکز فوق العاده مغز منطقی ترین بیان و تعریفی است که دکتر وان پلت برای هیپنوتیزم دارد .

و تمرکز فوق العاده ی دماغ تنها دلیل راضی کننده ای است که برای کلیه پدیده های هیپنوتیزمی می توان ارائه داد .

کاملا اثبات شده و معلوم است که تحت نفوذ هیپنوتیزم استعداد های مغز می تواند به نسبت زیادی به سطح یک مغز نابغه نزدیک شوند.

به عنوان مثال شخص بیمار در حال هیپنوتیزم بسیاری از خاطرات دور خود را که در حال عادی و بیداری به هیچ وجه قابل بیاد آوری آن نیست به یاد میاورد.

قدرت ذهنی به وسیله تمرکز فکر در حال هیپنوز بسیار زیاد می گردد. سفت شدن خارق العاده عضلات بدن یک شخص ضعیف الجثه که می تواند یک مرد قوی

را تحمل کند، بهترین دلیل است.

این طور به نظر می رسد که کاملا عاقلانه و صحیح است که نبوغ طبیعی اشخاص را نوعی از هیپنوتیزم بدانیم، زیرا ( خود هیپنوتیزم ) در اثر تمرکز فوق العاده فکر

به وجود می آید، درست شبیه نتایجی که از علاقه شدید و زیاد نسبت به موضوع یا مسئله ای حاصل می شود.

به عنوان مثال ((تنیسون)) از طریق تکرار اسم خودش برای خودش به طور آرام و بی صدا موفق شد به یک نوع ((جذبه در حال بیداری)) برسد.

در تمرین یوگی های هندی می بینیم که یکی از دستورات رسیدن به عالم خلسه و جذبه و به عبارت دیگر نزدیک شدن به خداوند این است که یک نفر پیرو مکتب

( یوگا ) بایستی دائما و در حال عبارت ((ام)) به معنی او یا قادر مطلق را تکرار کند، و متوجه باشد که فکرش به هیچ طرف نجهد و فقط و فقط متوجه ((ام)) یا ((او)) باشد.

در تمرینات عرفای ایرانی نیز به همین قاعده بر می خوریم، زیرا یکی از درس هایی که دراویش یا عرفا به شاگردان خود می دهند این است که بایستی دائما و در

همه جا ذکر و فکرشان کلمه ((حق)) یا ((هو)) باشد.

حالا با کشفیات جدید هیپنوتیزم می بینیم که کار دراویش چقدر درست و علمی و صحیح بوده که آنها برای ایجاد تمرکز فکر یکی از تمریناتشان تکرار و ذکر یک کلمه ی

معین در روز بوده است.

این مطلب را از دست ندهید!  هیپنوتیزم چیست ؟

چقدر خوب است که انسان عارف و درویش به معنی دارنده نبوغ و تمرکز فوق العاده ذهن باشد، ولی از این استعداد و نبوغ خارق العاده خود، به شکل اجتماعی استفاده

کند ، نه به شکل انفرادی ولی دراویش و عرفا جواب می دهند که در اجتماع عوامل اجتماعی، نظیر شهوات و زیبایی های به ظاهر فریبنده اجتماعی، تمرکز فکر و در

نتیجه لذت و آرامش و خلسه ما را از بین می برند.

وقتی که خواب شونده در حال هیپنوتیزم عمیق، تمرکز فکرش به میزان صد در صد برسد توجهش به کلی از همه چیز سلب می گردد.

پروفسور فراموشکار بهترین نمونه ی این نوع تمرکز فکر است نوابغ بزرگ به طوری که اکثرا شنیده و می دانند، تمام قدرت و نیروی فکرشان متوجه هدف، مسئله یا کشف

و اختراع خودشان است، لذا نسبت به امور اجتماعی که در نظرشان بی ارزش است فراموشکار می شوند.

مشهور است که برخی از نوابغ منزل خود را گم می کردند، ارشمیدس غذا خوردن و حمام رفتن را فراموش می کرد.

انیشتن نیز همین طور بود درست مانند شخص هیپنوتیزم شده که تشنگی و گرسنگی را به کلی فراموش می کند.

عواطف و احساسات، همراه با تمرکز قوای دماغی، هیپنوتیزم را تسریع میکند. در نبوغ نیز این موضوع همیشه صدق می کند، نبوغ همیشه همراه با عواطف است نظیر

نقاشی و موسیقی، نبوغ معمولا همیشه مجموع تمرکز فکر و عواطف است.

قدرت تخیل و تصور در هیپنوتیزم شدن نقش بسیار مهمی را بازی می کند. تخیل قوی یک حالت دائمی نبوغ است.

گاهی رویداد های نامناسب اجتماعی نبوغ را خاموش می کنند و یا از بین می برند. نظیر موسیقی دان بزرگ روس که به علت شکست در ساختن اولین سمفونی در

پترزبورگ در سال ۱۸۹۷ قدرت و توانایی آهنگسازی خود را از دست داد.

اختلالات عاطفی گاهی فکر را در حال بیداری متمرکز می کندند و در شرایطی وضعیت نظیر هیپنوتیز به وجود می آورند.

مثلا اگر در یک موقع و حالت خاصی افکار ترسناک یا ناراحت کننده ای به شخص دست دهد، ایجاد علائم بیماری می نماید.

در این صورت مغز شخص مریض شده بیشتر بر روی علائم بیماری متمرکز می شود. در نتیجه دور و تسلسل شیطانی شروع می شود و نیروی مغزی تحلیل می رود و

کاهش می یابد و حالا اگر این دور و تسلسل مغزی به کمک هیپنوتیزم شکسته شود، نیروی دماغی بیمار برای انجام کار های بهتر آزاد می شود.

گرچه موقعیت ها برای بررسی و آزمایش یک ( راچمانینف یا انیشتن ) بسیار نا درست است ولی معذالک تجربه و آزمایش های هیپنوتیزمی نشان داده اند که از طریق

هیپنوتیزم میتوان اختلالات و ناراحتی های فکری را از بین برد و شخص را برای تلاش و کوشش بهتر و پر ثمر تری آماده کرد.